X
تبلیغات
رایتل
  فکر و قلب
گاهی به باران حسودی می کنم که چگونه بی پروا با آغوش گونه هایت عشق بازی می کند.
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1385
بیا پشت آن پنجره
 

خدایا دلم باز امشب گرفته، بیا تا کمی با تو صحبت کنم

بیا تا دل کوچکم را، خدایا فقط با تو قسمت کنم

خدایا بیا پشت آن پنجره، که وا می شود رو به سوی دلم

بیا پرده ها را کناری بزن، که نورت بتابد به روی دلم

خدایا کمک کن که، پروانه شعر من جان بگیرد

کمی هم به فکر دلم باش، مبادا بمیرد ...

خدایا دلم را، که هر شب نفس می کشد در هوایت

اگر چه شکسته، شبی می فرستم برایت


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 79136